جمال رضايى
420
بيرجندنامه ( فارسى )
12 - جبّه jobbe ( جبّه ) : « جبّه » نوعى كت فراخ و بلند بود كه آن را روى جامههاى ديگر مىپوشيدند و معمولا پيش و پس آن چاك داشت . جبّه گاهى انواع زينتى هم داشت . 13 - جراب jerab ( جوراب ) : جوراب را معمولا از نخ ( پنبهاى ، پشمى ، كركى ، ابريشمى ) و با دست مىبافتند و بندرت از پارچه هم استفاده مىكردند . اندازه ساق جوراب متفاوت بود ، جورابهاى پشمى كلفت بيشتر ساقكوتاه بودند ولى جورابهاى ديگر را ساق بلند مىبافتند . رنگ جورابها نيز متفاوت بود و گاهى يك جفت جوراب را از نخهاى رنگى گوناگون مىبافتند . 14 - جلسقه jolosqe ( جليقه / جليتقه ) : « جلسقه » تلفّظ گويشى واژه « جليقه » است كه گاهى « جلقسه » هم فراگو مىشود . جليتقه را روى پيراهن مىپوشيدند و آستين نداشت . 15 - چقّه ceqe ( چوخا ) : واژهء « چوخا » در گويش بيرجند « چقه » تلفّظ مىشود و آن پالتو مانندى است كه از پارچههاى ضخيم و كلفت پشمى دستباف دوخته مىشد و مىشود . اين بالاپوش را بيشتر كشاورزان ، روستاييان و ساربانان بر روى لباس مىپوشيدند و مىپوشند . 16 - دستار dastar ( دستار ) : پارچه درازى كه به دور سر مىپيچيدند و مىپيچند آن را « فوته » و « منديل » و « شال سر » هم مىگويند . « 1 » 17 - ردا reda ( ردا ) : « ردا » جامهاى بود گشاد و بلند و شبيه به « قبا » كه آن را روى « قبا » مىپوشيدند و گريبان آن به شكل « » بود . اين پوشاك بيشتر مورد استفاده روحانيان بوده و هست .
--> ( 1 ) . به اين نامها نگاه كنيد .